السيد حامد النقوي
94
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
سابقا شنيدى و سخافت خرافتى كه به آن متمسك گرديدهاند به ميزان عقل سنجيدى . حيرت آن است كه ائمهء اين حضرات كه تصحيح و تحسين اين حديث كردهاند ، چسان از مهره خارج گرديدند ؟ ! بار إلها مگر اينكه مهارت منحصر در قادحين و جارحين و منكرين فضائل امير المؤمنين عليه السّلام باشد . بالجملة ذكر اين كشميرى قدح ائمه خود در حديث غدير ، و ياد كردن خرافتشان بمقابلهء اهل حق چندان عجب نيست ، كه هر گاه رازى ، و ايجى و تفتازانى ، و قوشچى ، و امثالهم با وصف آن همه جلالت و امامت و ذكاء و فهم از ذكر اين هفوات دست نكشيدند ، و از افتضاح خود و ائمه خود نترسيدند ، بيچاره كشميرى كه آب در ديده ندارد ، و كذب و بهت و بى باكى از ادانى صفات او است چگونه دست از آن كشد و بشناخت آن وارسد . سوم : آنكه اين كشميرى ، بسبب كمال انهماك در عداوت جناب امير المؤمنين عليه السّلام ، و انكار فضائل وصى حضرت بشير و نذير سراييده : كه اين حديث را اخراج نكرده مگر احمد بن حنبل در « مسند » خود . و اين عجب كذب و بهت و هذيان و بهتان است كه در بيان نمىگنجد ! اسلاف بى انصاف اين بزرگ همين مىسراييدند كه اين حديث را واقدى و بخارى ، و مسلم ، و ابن اسحاق روايت نكردهاند ، و بعض اهل حديث در آن قدح كردهاند ، چون دل كشميرى بر اين هذيان سير نشد ناچار قدمى فراتر از ايشان نهاد ، و انكار مطلق از مثل چنين حديث شريف نموده ، و آن را صرف در روايت احمد بن حنبل منحصر ساخت ، اين بدان ماند كه كسى بگويد : كه وجوب صلاة و زكات را مهرهء فن حديث مثل هنود